تنها دادرس - تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 5:16
حالم خیلی بده واین روزها خسته ومریضم. تنها فریادرس آدم خودشه....می‌دونم هرروز صبح با این فکر به ظهر میرسم و با نزدیک شدن به شب نور امید در من خاموش میشه.ایا اینهمه زحمت بی خروجی بود؟باید عوض بشم تا دنیام عوض بشه.نماز خواندنم باید منظم‌تر بشه.میخوام برا بچه ها بجنگم.من از اون همه طوفان وسیل گذشتم من ...
اولین - تاریخ: 1403/5/9 ساعت: 1:31
طلبیده انگاری....اولین باره.خیلی هیجان دارم.امیدوارم خوش بگذره .کاملا یهویی جور شد. + نوشته شده در  شنبه ششم مرداد ۱۴۰۳ساعت 19:39&nbsp توسط -  |  Adblock test (Why?)
خوابای بد - تاریخ: 1402/9/22 ساعت: 15:56
خودم خواب بد دیدم همسرجان هم خواب بد دیده...نمیدونم چه کنم دلم میخواد دردودل کنم هیشکی نیست.آروم بگم دعام کن کسی نیست.چه کنم نمیخوام عمقی فکر کنم.هرچی سطحی ترم راحتتر وبیخیالترم.میگذره.ولی دعام کن...دلم مشهد میخواد طلب کنه.انگار تو دنیا نیستم + نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۲ساعت 17:42&nbsp ت...
کسالت - تاریخ: 1402/8/13 ساعت: 14:36
وایی دارم میمیرم ازدردو ناخوشی...مریض شدم.تحملم کممدارس شروع شده....دلم میخواست تنها وفارغ باشم از دنیا اما نه مریض احوالپشت لبت سبز شده قدت هم قد خودمی جیگرم.حال کره ی زمین خوب نی + نوشته شده در  جمعه پنجم آبان ۱۴۰۲ساعت 21:45&nbsp توسط -  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 13:10
اولین جلسه زبان رفتم بعد سال هااااا.....خیلی دلگرفته م.مث همیشه دلم دوستی میخواد بشه حرف زدنیست اما.کی به آخر میرسه.عمرم رفت.توانم تمام شد.مردم + نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 20:33&nbsp توسط -  |  Adblock test (Why?)
ادامه - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 12:51
سال بدی پشت سر گذاشته شد.انشالله سال جدید متفاوت تر باشه.رفتم درخواست جابجایی دادم یه درمانگاه دیگه.مخالفت شد.همینکه بدونن ناراضیم خوبه.یه مصاحبه هم دادم پراسترس بودم.کلی اذیت شدم تا روز بعدش...خیلی چیا رو نمیخوام یادآوری کنم.امسال نیمه اول سال باید برای یادگیری تمبک کاری کنم.خیلی درگیر سن بلوغ امیر...
هیچ - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 12:51
دلم گرفته...هرچی کانتیکت ایساکو چک میکنم هیشکی ندارم زنگ بزنم حرف بزنم باهاش.دلم گرفته دلم میخواد یه هفته نباشم.دنیا تنگه برام. هیچ خودی نیست راحت درددل کنم....امان از بی کسی .....دنیا به این بزرگی هیچ فریادرسی نیست. + نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت 13:52&nbsp توسط -  |  Adblock...
زندگی - تاریخ: 1401/10/23 ساعت: 22:39
کلی تغییر ایجاد شد.محل کارم هم ....خداروشکر بهترم.زندگی میگذره با احساسی بهتر.همین گذر خوبه..... + نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان ۱۴۰۱ساعت 16:7&nbsp توسط -  |  Adblock test (Why?)
شرمندگی - تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 0:14
بالاخره متوجه رابطه ای که شکل گرفته بود شد و  ناراحت وعصبانی شد.مثل همیشه دیدن ناراحتیش واقعا ناراحتم کرد ودلم نمیخواد ناراحت ببینمش ولی یه جور ایی بدنشد... به هرحال اگرچه رابطه پیامک بود ولی یه تلنگر بود که من هم میتونم وچقد بده حال طرفت روبد کنی.هیچ توجیهی نداره هرکاری بدون اطلاع طرف مقابل بد هست ...
نابودم - تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 0:14
احساس افسردگی دارم دوباره.من اینجا چیکار میکنم؟ خدایا یعنی حق من این بود؟ بیشترین تلاش و کردم.دلم گرفته.میخام برم که نباشم.خستم از همه ی ناراحتی های که تنهایی کشیدم تک تک موهایی که به آرزونی سفید شد.جوونیهای نکرده.احساس خلایی که هیچوقت پر نشد.اشکایی که عزیز بودن و آدمای بی ارزش سرازیرش کردن...همدمی ...
دادرسی نیست - تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 0:14
الان درمانگاه و.مث خر دارم کار میکنم.چند روزه به شدت دلم همزبون وفریادرسی میخواد توجهی کنه دلداری بده.ولی امان از بی کسی......امان و صد امان.....آرزو دارم باهام صحبتی بشه.خدایا میزارم به حسابت.اینطور بنده ت رو قوی میکنی؟؟؟؟ + نوشته شده در  شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ساعت 11:18&nbsp توسط -  |  Adblock test (W...
مث همیشه - تاریخ: 1399/10/29 ساعت: 13:00
بازهم بی توجهی وبی حرمتی.علنا گفت تو زنانگی نداری.من خسته م خدا.چرا منو نمیکشی؟خدا تو شاهد تمام کمبودام بودی دست از پا خطا نکردم توجه ومحبت ندیدم.معلومه زنانگی میکردم برا کی؟ چن بار موهامو کوتاه میکر
ادامه زندگی - تاریخ: 1399/10/29 ساعت: 13:00
کلاساتون شرو شده.انلاین تجربه جدیدیه..... فعلا همه چی خوبه.اما نفرسوم حس میکنم. ولی نمیخام بگردم.خسته م.نتیج نداره. + نوشته شده در سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۹ساعت 16:47 توسط - |
سالروز لعنتی - تاریخ: 1399/10/29 ساعت: 13:00
پارسال شب شهادت امام رضا توی شب بارونی دنبال پدرت بودم چقد بد بود ونامانوس.لعنت به دخترایی که وارد رابطا مرد متاهل میشن.لعنت به هوسرانایی که زن رو از زندگی سیر میکنن با بی توجهیشون.لعنت خدا همواره با خیانت کارایی که طلبکاران ونادم نیستن. + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ساعت 12:57 توسط - |
ارومه - تاریخ: 1399/10/29 ساعت: 13:00
همه چی نسبتا ارومه.طبق روال پیش میره مسنی دییوار باغ تموم شد و مجوز مراحل اخرشه. سه روز میرم درمانگاه وسه روز آف هستم.خوبه فشار کمتره روم.مریض کمه خیلیی. کلاساتون انلاینه.خودتون مستققل دارید کار مییکنید.البته امیر باید هل داده بشه ولی نازنین ماشالله خودش منیج میکنه. + نوشته شده در دوشنبه سوم آذر ۱۳۹...
دلم بازم زلیخایی شد - تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 6:11
دیشب دیدم عکسای اون ۴ حرفی رو پاک نکرده.نمیدونم خدایا چه انتظاری ازم داری تا کجا تا چه حد باید تحمل کنم.من بجزتو هیشکی رو ندارم پناه بر خودت.من ازتو میخام نجاتم بدی.حال بدم رو خودت خوب کن.خدایا من به بچه هام چی بگم.خدااااااا
اغاز ۹۹ - تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 6:11
امسال درحالی شروع شد که از ۲۰ اسفند ۹۸ دیگه نشد کار کنم وتوخونه بودم بعلت شیوع کرونا....خیلی عجیب هست وغیرقابل باور یه ویروس کل دنیارو فلج کرده وهمه چی تعطیله بجز مراکز درمانی ...چقد هم از پرسنل جوو
پیرسینگ - تاریخ: 1399/1/17 ساعت: 6:11
عجیبه تصمیم گرفتم خودم گوشمو سوراخ کنم اونم تو خونه....اول با لیدو که پانسمان پلاستیکی کردم ویه ساعت صبرکردم .با سوزن ونخ که با الکل ضدعفونی کردم شروع کردم کامل سوراخ شد درد نداشت منتهی سوزن درشت بود.دوباره سوزن ریزتر اوردم.نخ رد کردم و پماد تترا زدم و نخ رو چند بار عقب جلو بردم.درد نداشت الانم کم ک...
دورهمی - تاریخ: 1398/12/4 ساعت: 0:36
کمتر از یه ماهه منتقل شدم دوباره برگشتیم خونه.اگرچه بابا قول داده بود رفت وامد شما به مدرسه باخودش باشه اما سرویس گرفت و من نگرانیام بیشتر شد.تا یازده ونیم هم خونه نمیاد کلا....دلم برا رستوران رفتن دس
نامردی - تاریخ: 1398/12/4 ساعت: 0:36
عزیزم میخوام بنویسم که بدونی بعدا نگی چرا مادر ....از قبل برگشت به ش.ی.را.ز حس کرده بودم خبریه وقتی اومدم دیدم بله شبایی که نمیاد خونه تا دیروقت....اعتراض کردم یه شب که فرداش وفات امام رضا بود نیومد و