احساس افسردگی دارم دوباره.من اینجا چیکار میکنم؟
خدایا یعنی حق من این بود؟ بیشترین تلاش و کردم.دلم گرفته.میخام برم که نباشم.خستم از همه ی ناراحتی های که تنهایی کشیدم تک تک موهایی که به آرزونی سفید شد.جوونیهای نکرده.احساس خلایی که هیچوقت پر نشد.اشکایی که عزیز بودن و آدمای بی ارزش سرازیرش کردن...همدمی که هیچوقت نیومد هیچوقت نبود....
برچسب:
نویسنده: مانی کاظمی